ابر و باد و مه خورشید و فلک در کارند تا مرا از جای برخیزانند!
سلام .
به نام خدا .
ما خواستیم انشای " عید خود را چگونه گذراندید را بنویسیم " دیدیم که وقت نکرده ایم تمام قسمت های کلاه قرمزی را ببینیم و ناراحتیم و آدم وقتی عشقش را نمی بیند حرفی برای گفتن ندارد . ما به دلیل ندیدن پسر عمه زایمان ، لاومان و کلا زندگیمان ، مدتی را سرخورده گشتیم به همین دلیل الان می آییم !
هی دست دست کردم هی نبودم . گاهی هم بودم و می گفتم در چه مورد باید نوشت ؟!! یعنی بهار هم حسی در من برای نوشتن ایجاد نکرد که حداقل بیایم و سال نویی را تبریک بگویم . دیدن شکوفه های سپید و صورتی کوچک ، تب های انتخاباتی ، گرانی های سرسام آور و خداییش حتی این استادیوم رفتن ملتی سه نقطه برای خوردن ساندیس هم انگیزه ای نشد !! پوشیدن لباس زنانه به مردان هم دیگر کلا چشم انگیزه را کور کرد !!! انفجار بمب در بوستون هم که مثل دیگر انفجارها ... اینهمه انفجار در سوریه در نمی دانم پاکستان رخ می دهد طوری می شود ؟! انگیزه ای می شود ؟ نچ ! بعد گفتم بالاخره که چی ؟ باید از یک جایی شروع کرد ... هی صبر کردم تا با اخبار متشنج اولین پست امسال را شروع نکنم ! گفتم زلزله ی بوشهر بگذرد می نویسم از گل از بلبل از ساقی از می و اینا !!! زلزله ی بوشهر که تمام شد آمدم بنویسم که خبر زلزله ی سیستان آمد ... بعد باز نگرانی ها که الان چه خبر است ؟ چه کسی چه می کند ؟ چه کسی خانه خراب شده ؟ منتظر فاجعه ی انسانی بودم که شکر یک بار اخبار درست از آب در آمد و دوست ساکن همان منطقه ام گفت که طوری نشده و فقط لرزیده اند و مرگ را خیلی نزدیک یافته اند و باز خدا را شکر کردیم که عمق زمینش دلدرد داشته !! این عرق نعناع ها هم قلابی شده اند ها !!! قبلا زودی اثر می کرد الان هر دقیقه این زمین دلش پر از درد است از ظلم !! ها ! همین طور که من در فکر چی بنویسم چی ننویسم بودم و روزها را به باد فنا می سپردم مثل امروز که برای ثبت نام به باشگاه نرفتم چون رگی به نام رگ شیرازینییشن را در خود یافته بودم و گفتم این رگ امروز فعال شده و شنبه روز دیگری ست ...
نه تنها رگ شیرازینییشن امروز فعال شده بود که گسلی در سمت غرب و شمال غربی تبریز هم فعال شده بود مصیبت !!! بله !!! با افتخار تمام ما امروز در سال 92 برای اولین بار لرزیدیم آن هم با ریشتر سوسل بازانه ی 5.2 و رگ شیرازینییشن مرا نشاند سر جایم پشت کامی تا بنویسم و همین الان از ثبت موقت درش بیاورم ! و بگویم ایران که امسال روی ویبره تنظیم شده است ما هم به کارمان می رسیم و آپ می کنیم چون زلزله که تمامی ندارد . به خدا من بی تقصیرم ! روحم هم خبر نداشت نه از انفجار امروز در تگزاس و نه از هیچ کدام از اتفاقات دیگر . به من چه که کارخانه ی ژله سازی حالا توسط خدا یا بنده های خدا از اول امسال در ایران افتتاح شده و قالبش هم شکل گربه است ؟ وا !!
پی نوشت : الهی ! لچک غم از سر دیار دور باشد ... خرمنی از شادی بر روی دیار باشد ... تا دل فرصت دل بودن داشته باشد .